الشيخ محمد جواد الخراساني
البدعة والتحرف 3
البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى)
دعوت برافراشته ، و هر يك عدهاى را بسوى خود كشيده و تذريق تصوف بنام عشق و تعرف مينمايد ، فوجفوج و گروهگروه مردم را از راه حق بيرون ميبردند ، كه اگر نيك بنگرى مىبينى واقعا اين زمان مصداق ( و رأيت الناس يخرجون من دين اللّه افواجا ) گرديده است نقطهء مقابل ( و رأيت الناس يدخلون فى دين اللّه افواجا ) گمان نميكنم كه در هيچ زمان و دورهاى اين رشته بدينگونه رواجى يافته باشد . كسانى كه اهل تاريخند ميدانند كه در هيچ دورى از ادوار تاريخى رشته تصوف به اين توسعه بلكه به اين آزادى و مرخى العنانى نبوده بلكه باينگونه مخلوط با دين و مسرى در همهء مغزها نبوده الحق كه ميتوان گفت از آنجا كه گفتهاند ( للباطل جولة و للحق دولة هر باطلى را روز جولانى است ) كه اين زمان دورهء جولان اين رشته است چنانچه شرحش از طى كلمات معلوم خواهد شد . لهذا به حكم آيات و اخبار ائمه اطهار سلام اللّه عليهم اجمعين كه بر علماى هر عصر و هر دوره واجب و محتم فرمودهاند كه تا حديكه ممكن باشد جلوگيرى از مادهء فساد كنند . و در هر فتنه و بدعتى حق را اظهار و خفتگان را بيدار سازند و سعى و كوشش در اطفاء نائرهء ضلال و تنبيه جهال از تلبيس و تدليس اهل ضلال نمايند تا ايشان را نزد حق عذرى باشد . اما از آيات - قوله تعالى : « لو لا ينههم الربانيون و الأحبار عن قولهم الاثم » . و قوله تعالى : « و اذ قالت امة منهم لم تعظون قوما اللّه مهلكهم او معذبهم عذابا شديدا قالوا معذرة الى ربكم و لعلهم يتقون » و قوله تعالى : « و من احسن قولا ممن دعا الى اللّه و عمل صالحا و قال اننى من المسلمين » . و قوله تعالى : « يا قومنا اجيبوا داعى اللّه و آمنوا به يغفر لكم من ذنوبكم و يجركم من عذاب اليم و من لا يجب داعى اللّه فليس بمعجز فى الارض و ليس